یادداشت؛

سال هشدار؛ اصلاح یا فرسایش؟

سایت کنجوری
محمدجواد کنجوری، رئیس امور سینمایی بهمن سبز استان کرمانشاه در یادداشتی با توصیف سال ۱۴۰۴ به‌عنوان «سال هشدار» اعلام کرد سینمای ایران وارد شمارش معکوس برای خروج از بحران اکران شده و اصلاح فوری در نظام توزیع، تقویم نمایش و سیاست‌های حمایتی را ضرورتی اجتناب‌ناپذیر دانست.

به گزارش روابط عمومی بهمن سبز، متن یادداشت محمدجواد کنجوری به شرح زیر است:

سال ۱۴۰۴ برای سینمای ایران سالی بود که بیش از هر چیز، شکنندگی ساختار توزیع و اکران را آشکار کرد. در شرایطی که اقتصاد عمومی کشور با نوسان همراه بود و قدرت خرید خانوار کاهش یافته بود، سینما نیز به‌عنوان یک کالای فرهنگی، تحت تاثیر مستقیم این وضعیت قرار گرفت. کاهش دفعات مراجعه مخاطبان به سینما، احتیاط در انتخاب فیلم و وابستگی بیشتر به آثار تضمین‌شده، چهره گیشه را دگرگون ساخت.

در این میان، نظام توزیع با چالش تمرکز فروش مواجه شد؛ فروش عمدتاً در اختیار تعداد محدودی از آثار قرار گرفت و بخش قابل‌توجهی از تولیدات، فرصت کافی برای دیده‌شدن پیدا نکردند. این عدم توازن نشان داد که مدل فعلی اکران نیازمند بازتعریف است؛ مدلی که بتواند میان منافع اقتصادی، تنوع فرهنگی و پایداری سالن‌ها تعادل برقرار کند.

سال ۱۴۰۴ به‌نوعی سال هشدار بود؛ هشداری برای بازنگری در سیاست‌های توزیع، تقویم اکران و سازوکارهای حمایتی.

در فضای اجرایی سینما، یکی از موضوعاتی که بیشتر مطرح می‌شود، ضرورت تقویت هماهنگی و گفت‌وگو میان سطوح مختلف تصمیم‌گیری و اجراست. تجربه نشان داده هرچه ارتباط میان سیاست‌گذاران، پخش‌کنندگان و سالن‌ها نزدیک‌تر و مستمرتر باشد، فرآیند اکران منسجم‌تر و کم‌تنش‌تر پیش می‌رود. افزایش این تعامل می‌تواند به هم‌افزایی بیشتر و تصمیم‌گیری‌های دقیق‌تر منجر شود.

از سوی دیگر، موضوع توازن در اطلاع‌رسانی و تبلیغات نیز قابل توجه است. حمایت رسانه‌ای گسترده از برخی آثار، در کنار دیده‌شدن کمتر برخی دیگر، نشان می‌دهد که طراحی یک الگوی تبلیغاتی هماهنگ‌تر می‌تواند به توزیع عادلانه‌تر فرصت‌ها کمک کند.

همچنین با توجه به افزایش هزینه‌های جاری، بازنگری دوره‌ای در مدل‌های اقتصادی و سهم‌بندی‌ها می‌تواند به پایداری بیشتر چرخه نمایش کمک کند. نگاه حمایتی و آینده‌نگر در این زمینه، ضامن ثبات و آرامش بیشتر در بدنه اجرایی خواهد بود.

سینما همواره بر دو پایه استوار بوده است: فرهنگ و اقتصاد. اما در سال‌های اخیر، گاه کفه اقتصاد سنگین‌تر شده و شاخص اصلی موفقیت صرفاً به عدد فروش تقلیل یافته است. این نگاه اگرچه در کوتاه‌مدت قابل فهم است، اما در بلندمدت می‌تواند به محدود شدن تنوع آثار و کاهش جسارت در تولید بینجامد.

بسیاری از فعالان این حوزه بر این باورند که نظام توزیع باید امکان حضور متوازن آثار فرهنگی، اجتماعی و هنری را نیز فراهم کند؛ آثاری که شاید فروش چشمگیری نداشته باشند، اما در شکل‌دهی به گفتمان فرهنگی جامعه نقش دارند.

دغدغه دیگر، نبود هم‌افزایی کامل میان تولید، پخش و نمایش است. هر یک از این اضلاع گاه با منطق و دغدغه‌ای متفاوت حرکت می‌کنند و همین ناهم‌زمانی، بهره‌وری کل چرخه را کاهش می‌دهد. اگر این سه بخش در قالب یک سیاست جامع و هماهنگ عمل کنند، بسیاری از تنش‌های موجود کاهش خواهد یافت.

با وجود تمام دشواری‌ها، چشم‌انداز سینمای ایران خالی از امید نیست. توسعه سامانه‌های فروش آنلاین و امکان تحلیل داده‌های رفتاری مخاطبان، فرصتی ارزشمند برای تصمیم‌گیری دقیق‌تر فراهم کرده است. اکنون بیش از هر زمان دیگری می‌توان بر اساس داده‌های واقعی، زمان اکران، ترکیب سانس‌ها و حتی استراتژی تبلیغاتی را تنظیم کرد.

امید دیگر، توجه فزاینده به برندینگ سالن‌ها و تجربه مخاطب است. اگر سینما بتواند تجربه‌ای فراتر از تماشای فیلم ارائه دهد، جایگاه خود را در رقابت با سایر سرگرمی‌ها تثبیت خواهد کرد.

اما بیم اصلی، استمرار سیاست‌های کوتاه‌مدت و نبود برنامه‌ریزی بلندمدت است. در صورتی که اصلاحات ساختاری در نظام توزیع، سهم‌بندی فروش و تقویم اکران صورت نگیرد، احتمال فرسایش تدریجی بدنه نمایش وجود دارد.

سال ۱۴۰۴ می‌تواند نقطه عطفی باشد؛ یا به‌عنوان سالی از دست‌رفته در حافظه سینما ثبت شود، یا به‌عنوان سالی که ضرورت تغییر را جدی گرفت و مسیر اصلاح را آغاز کرد. انتخاب میان این دو، به میزان جسارت در تصمیم‌گیری و همگرایی در سیاست‌گذاری بستگی دارد.

مطالب مرتبط

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

صفحه اصلیاخبارزنجیره سینماییدرباره ما