به گزارش روابط عمومی بهمن سبز، متن یادداشت میلاد حبیبی به شرح زیر است:
سال ۱۴۰۴ را باید یکی از دشوارترین سالهای سینمای ایران در حوزه توزیع و اکران دانست؛ سالی که کاهش مخاطب بیش از هر عامل دیگری، ریشه در دو واقعیت مهم داشت: فشار معیشتی مردم و کمبود فیلمهای گیشهپسند.
معیشت؛ مهمترین عامل کاهش مخاطبان سینما است. سینما امروزه برای بسیاری از خانوادهها دیگر یک تفریح ساده و کمهزینه محسوب نمیشود. افزایش فشار اقتصادی روی مردم، هزینههای جانبی و کاهش قدرت خرید، باعث شده سینما در پایینترین سطح اولویتهای فرهنگی خانوار قرار گیرد. طبیعی است در چنین شرایطی، مخاطب تنها زمانی به سالن بازمیگردد که اطمینان داشته باشد فیلم ارزش هزینهکردن دارد.
کمبود فیلمهای جذبکننده گیشه و فاصله میان بخشی از تولیدات سینمایی با سلیقه عمومی واقعیت دیگر سینمای ایران است. گیشه زمانی رونق میگیرد که فیلمها دارای قصه جذاب، بازیگران محبوب، هیجان روایی و قدرت سرگرمکنندگی باشند. در سال گذشته، تعداد اینگونه آثار محدود بود و همین مسئله باعث شد فروش سینماها به چند عنوان خاص وابسته بماند.
در چنین شرایطی نظام توزیع، شبکه پخش و سینماداران نیز با چالش جدی مواجه شدند. وقتی فیلم پرفروش کم باشد، ضریب اشتغال پایین میآید و چرخه اقتصادی سینما دچار اختلال میشود. نظام توزیع نمیتواند بهتنهایی این بحران را حل کند، زیرا مسئله اصلی به جذابیت محصول و توان اقتصادی مخاطب بازمیگردد.
امیدها و مسیر پیش رو نشان داده هر زمان فیلمی متناسب با ذائقه عمومی و دارای کیفیت فنی و روایی مناسب روی پرده آمده، مخاطب دوباره به سینما بازگشته است. بنابراین راهکار روشن است: تولید فیلمهای مخاطبمحور، تقویت بازاریابی و ایجاد سیاستهای حمایتی برای کاهش هزینه سینما رفتن.
چالش امروز سینمای ایران نه نبود سالن است و نه کمبود تولید؛ مسئله اصلی، «توان خرید مخاطب» و «کمبود فیلمهای جذاب گیشه» است. هر برنامهای برای احیای رونق سینما، ناگزیر باید این دو واقعیت رامرکز سیاستگذاری قرار دهد.

بدون دیدگاه